ربات‌های هوشمندسیلیکون‌ولیفناوری‌های پیشرفتههوش مصنوعی
موضوعات داغ

ایلان ماسک می‌گوید پول در سال ۲۰۳۶ دیگر اهمیتی نخواهد داشت؛ اما آیا او واقعاً از پایان نظام پولی صحبت می‌کند؟

بررسی گفت‌وگوی جنجالی مدیرعامل تسلا درباره جایگزینی هوش مصنوعی، رباتیک و درآمد پایه همگانی

ایلان ماسک می‌گوید پول در سال ۲۰۳۶ دیگر اهمیتی نخواهد داشت؛ اما آیا او واقعاً از پایان نظام پولی صحبت می‌کند؟

ایلان ماسک، هوش مصنوعی و رویای عصر فراوانی؛ آیا ربات‌ها نظام پولی و بازار کار جهان را دگرگون می‌کنند؟

«پول دیگر اهمیتی نخواهد داشت.» این جمله شاید در نگاه اول شبیه یکی از پیش‌بینی‌های جاه‌طلبانه همیشگی ایلان ماسک به نظر برسد؛ همان جنس پیش‌بینی‌هایی که گاهی سال‌ها بعد به واقعیت نزدیک می‌شوند و گاهی نیز هرگز تحقق پیدا نمی‌کنند. اما اگر صحبت‌های اخیر مدیرعامل تسلا، اسپیس‌ایکس و xAI را در گفت‌وگوی مفصل او با زانی مینتون بدوز، سردبیر The Economist، با دقت دنبال کنیم، متوجه می‌شویم که او در واقع از نابودی پول سخن نمی‌گوید؛ بلکه از دگرگونی بنیادی مفهومی صحبت می‌کند که اقتصاد مدرن بر پایه آن شکل گرفته است: کمیابی.

ماسک معتقد است جهان در آستانه ورود به دوره‌ای قرار دارد که هوش مصنوعی، ربات‌های انسان‌نما و سامانه‌های خودکار تقریباً تمام کالاها و خدمات موردنیاز بشر را با هزینه‌ای بسیار ناچیز تولید خواهند کرد. اگر چنین سناریویی محقق شود، ارزش اقتصادی بسیاری از چیزهایی که امروز برای آن‌ها پول پرداخت می‌کنیم، به‌تدریج کاهش می‌یابد و پول نیز نقش کنونی خود را از دست خواهد داد. از نگاه او، مسئله اصلی «حذف اسکناس» یا «پایان بانک‌ها» نیست؛ بلکه کاهش اهمیت پول در جهانی است که تولید، دیگر محدود به توان نیروی انسانی نخواهد بود.

این دیدگاه، تنها یک اظهار نظر درباره آینده اقتصاد نیست؛ بلکه بخشی از تصویری بزرگ‌تر است که ماسک طی سال‌های اخیر بارها از آن با عنوان Age of Abundance  یا «عصر فراوانی» یاد کرده است. در این تصویر، هوش مصنوعی و رباتیک همان نقشی را ایفا می‌کنند که موتور بخار در انقلاب صنعتی یا اینترنت در انقلاب دیجیتال ایفا کرد؛ با این تفاوت که این بار قرار است نه‌تنها بهره‌وری، بلکه خود مفهوم کار، درآمد و ثروت نیز بازتعریف شود.

سایبرکست قسمت 110 : ایلان ماسک و عصر فراوانی؛ پایان سیطره پول بر اقتصاد آینده

طرح گرافیکی از مفهوم عصر فراوانی و جایگزینی هوش مصنوعی با سیستم‌های پولی سنتی

پول؛ راهی برای مدیریت کمیابی

آیا پول در سال ۲۰۳۶ بی‌اهمیت می‌شود؟ تحلیل دیدگاه ایلان ماسک در گفت‌وگو با اکونومیست

برای درک منظور ماسک، ابتدا باید به این سؤال پاسخ داد که اساساً چرا پول وجود دارد؟

در ساده‌ترین تعریف، پول ابزاری برای مبادله کالاها و خدمات است. انسان‌ها زمانی به پول نیاز پیدا کردند که منابع محدود و خواسته‌ها نامحدود بودند. اگر فردی گندم تولید می‌کرد و دیگری کفش می‌ساخت، پول امکان مبادله میان این دو را فراهم می‌کرد. در واقع، پول راهکاری برای مدیریت «کمیابی» است.

ماسک دقیقاً همین نقطه را هدف قرار داده است. او در گفت‌وگو با اکونومیست می‌گوید:

«شما پول را برای دریافت کالاها و خدمات می‌خواهید. اگر ربات‌ها و هوش مصنوعی بتوانند کالاها و خدماتی بسیار بیشتر از آنچه انسان‌ها قادر به مصرف آن هستند تولید کنند، دیگر چه نیازی به پول خواهید داشت؟»

این جمله شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما در واقع یکی از بنیادی‌ترین مفروضات علم اقتصاد را به چالش می‌کشد. تقریباً تمام نظریه‌های اقتصادی، از اقتصاد کلاسیک گرفته تا اقتصاد مدرن، بر این فرض استوار هستند که منابع محدودند. اگر این فرض از بین برود، بسیاری از قواعد بازار نیز باید بازنویسی شوند.

نمودار تحلیلی کاهش هزینه نهایی تولید کالاها به سمت صفر با اتوماسیون کامل

اقتصاد فراوانی؛ ایده‌ای قدیمی که دوباره زنده شده است

برخلاف تصور بسیاری از مخاطبان، مفهوم «اقتصاد فراوانی» ابداع ایلان ماسک نیست. دهه‌هاست که اقتصاددانان، آینده‌پژوهان و نویسندگان علمی‌تخیلی درباره جامعه‌ای بحث می‌کنند که در آن فناوری هزینه تولید را تا حدی کاهش می‌دهد که بسیاری از کالاها تقریباً رایگان می‌شوند.

نمونه‌ای از این تحول را امروز نیز می‌توان مشاهده کرد. هزینه تولید و توزیع یک فایل دیجیتال، یک نرم‌افزار یا یک مدل هوش مصنوعی، پس از ساخت نسخه اولیه، تقریباً نزدیک به صفر است. یک مدل زبانی می‌تواند هم‌زمان به میلیون‌ها کاربر خدمت ارائه دهد، بدون آنکه برای هر کاربر جدید نیاز به کارخانه یا نیروی کار تازه‌ای باشد.

ماسک معتقد است همین اتفاق به‌زودی از دنیای نرم‌افزار فراتر خواهد رفت و به دنیای فیزیکی نیز می‌رسد؛ جایی که ربات‌های انسان‌نما، کارخانه‌های کاملاً خودکار و هوش مصنوعی، تولید کالاهای واقعی را نیز متحول خواهند کرد. او بارها تأکید کرده که ربات Optimus تسلا را یکی از مهم‌ترین محصولات آینده شرکت خود می‌داند؛ محصولی که از نگاه او می‌تواند بازار نیروی کار را به شکلی بی‌سابقه تغییر دهد.

اگر این سناریو تحقق پیدا کند، ارزش اقتصادی بسیاری از کالاهای روزمره کاهش خواهد یافت؛ نه به این دلیل که کیفیت آن‌ها افت می‌کند، بلکه به این دلیل که تولیدشان دیگر به نیروی انسانی وابسته نخواهد بود.

ربات انسان‌نمای Optimus تسلا در حال کار در خط تولید کارخانه هوشمند

آیا این فقط یک پیش‌بینی خوش‌بینانه است؟

یکی از نکات جالب مصاحبه اخیر ماسک این است که او هم‌زمان دو تصویر کاملاً متفاوت از آینده ارائه می‌دهد.

از یک سو، او معتقد است هوش مصنوعی می‌تواند جهان را وارد دوره‌ای از «فراوانی بی‌سابقه» کند؛ دوره‌ای که در آن تقریباً هر انسانی به کالاها و خدماتی دسترسی خواهد داشت که امروز تنها در اختیار ثروتمندان است. از سوی دیگر، او همچنان احتمال وقوع سناریوهای بسیار خطرناک را نیز رد نمی‌کند و می‌گوید توسعه هوش مصنوعی می‌تواند پیامدهایی فاجعه‌بار داشته باشد. با این حال، از نگاه او، توقف این روند دیگر واقع‌بینانه نیست و تمرکز باید بر هدایت و ایمن‌سازی آن باشد، نه متوقف کردنش.

این دوگانگی شاید مهم‌ترین ویژگی نگاه ماسک به آینده باشد؛ خوش‌بینی نسبت به ظرفیت فناوری، در کنار نگرانی عمیق از سرعت و پیامدهای آن.

چرا ایلان ماسک از «تورم منفی» صحبت می‌کند؟

یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های گفت‌وگوی ایلان ماسک با The Economist، نه پیش‌بینی او درباره کم‌اهمیت شدن پول، بلکه ادعای او درباره آینده تورم بود. در حالی که اغلب دولت‌ها و بانک‌های مرکزی جهان سال‌هاست با مشکل افزایش قیمت‌ها و تورم دست‌وپنجه نرم می‌کنند، ماسک معتقد است اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی ممکن است با مسئله‌ای کاملاً متفاوت روبه‌رو شود: تورم منفی (Deflation).

او در پاسخ به این نگرانی که چاپ پول برای تأمین درآمد مردم می‌تواند تورم شدیدی ایجاد کند، استدلالی متفاوت مطرح کرد. از نگاه ماسک، تورم تنها به میزان پول در گردش وابسته نیست؛ بلکه به نسبت حجم پول به میزان کالاها و خدمات موجود بستگی دارد. اگر تولید کالا و خدمات با کمک هوش مصنوعی و ربات‌ها به شکل نمایی افزایش یابد، حتی افزایش نقدینگی نیز الزاماً به رشد قیمت‌ها منجر نخواهد شد. در چنین شرایطی، اقتصاد با وفور عرضه مواجه می‌شود و فشار اصلی نه بر افزایش قیمت‌ها، بلکه بر کاهش آن‌ها خواهد بود.

این نگاه، تفاوت مهمی با چارچوب سنتی اقتصاد کلان دارد. در مدل‌های کلاسیک، رشد شدید پایه پولی معمولاً یکی از عوامل اصلی تورم محسوب می‌شود. اما ماسک معتقد است اگر عرضه کالا و خدمات با همان سرعت یا حتی سریع‌تر رشد کند، این رابطه تغییر خواهد کرد.

طرح مفهومی از انفجار هوش مصنوعی و فراتر رفتن آن از توانمندی‌های ذهنی انسان

اقتصادی که در آن تولید تقریباً رایگان می‌شود

برای فهم این دیدگاه، باید به یک مفهوم کلیدی توجه کرد: هزینه نهایی نزدیک به صفر (Near-Zero Marginal Cost).

در اقتصاد، «هزینه نهایی» به هزینه تولید یک واحد اضافه از یک کالا یا خدمت گفته می‌شود. در بسیاری از محصولات دیجیتال، این هزینه امروز تقریباً صفر است. برای مثال، توسعه یک مدل هوش مصنوعی ممکن است میلیاردها دلار هزینه داشته باشد، اما پس از آماده شدن، ارائه همان سرویس به میلیون‌ها کاربر جدید، هزینه بسیار اندکی دارد.

ماسک معتقد است همین الگو به‌تدریج به دنیای فیزیکی نیز منتقل خواهد شد. اگر کارخانه‌ها با ربات‌های انسان‌نما، سامانه‌های خودکار و هوش مصنوعی اداره شوند، هزینه تولید خودرو، لوازم خانگی، مواد غذایی و حتی بسیاری از خدمات می‌تواند به شکل قابل‌توجهی کاهش یابد. در چنین شرایطی، رقابت میان تولیدکنندگان نه بر سر افزایش قیمت، بلکه بر سر کاهش بیشتر هزینه‌ها خواهد بود.

البته این سناریو به معنای رایگان شدن همه چیز نیست. حتی در اقتصادی با بهره‌وری بسیار بالا، منابعی مانند زمین، انرژی، آب یا مواد معدنی همچنان محدود باقی می‌مانند. بسیاری از اقتصاددانان دقیقاً از همین نقطه، دیدگاه ماسک را به چالش می‌کشند و معتقدند فناوری می‌تواند هزینه تولید را کاهش دهد، اما نمی‌تواند اصل کمیابی را به‌طور کامل از بین ببرد.

اگر ربات‌ها کار کنند، انسان‌ها چگونه درآمد خواهند داشت؟

در میانه گفت‌وگو، زانی مینتون بدوز پرسشی را مطرح کرد که شاید مهم‌ترین سؤال عصر هوش مصنوعی باشد:

اگر ربات‌ها و هوش مصنوعی بیشتر مشاغل را انجام دهند، مردم از کجا درآمد کسب خواهند کرد؟

این سؤال، نقطه ضعف اصلی سناریوی «اقتصاد فراوانی» است. حتی اگر تولید کالاها ارزان‌تر شود، مردم همچنان برای خرید همان کالاها به درآمد نیاز خواهند داشت. اگر میلیون‌ها نفر شغل خود را از دست بدهند، چه کسی مصرف‌کننده محصولات خواهد بود؟

ماسک در پاسخ، راهکاری را مطرح کرد که پیش‌تر نیز بارها درباره آن صحبت کرده بود: پرداخت مستقیم دولت به شهروندان. به اعتقاد او، دولت‌ها می‌توانند بخشی از ثروت ایجادشده توسط اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی را به‌صورت پرداخت‌های مستقیم میان مردم توزیع کنند تا قدرت خرید حفظ شود. این ایده شباهت زیادی به مفهوم درآمد پایه همگانی (Universal Basic Income یا UBI) دارد؛ طرحی که سال‌هاست در محافل دانشگاهی و اقتصادی درباره آن بحث می‌شود.

درآمد پایه همگانی به این معناست که هر شهروند، بدون توجه به وضعیت شغلی خود، مبلغ ثابتی از دولت دریافت کند تا بتواند نیازهای اولیه زندگی را تأمین کند. موافقان این طرح معتقدند اگر هوش مصنوعی بخش بزرگی از تولید ثروت را بر عهده بگیرد، بخشی از آن ثروت باید به همه جامعه بازگردد. اما مخالفان هشدار می‌دهند که اجرای چنین طرحی در مقیاس ملی یا جهانی، با چالش‌های مالی، سیاسی و اجتماعی بسیار بزرگی روبه‌رو خواهد بود.

مصاحبه ایلان ماسک با مجله The Economist درباره چالش‌های تورم منفی و آینده کار

آیا بازار کار در آستانه بزرگ‌ترین تحول تاریخ است؟

بحث ماسک فقط درباره اقتصاد نیست؛ بلکه درباره آینده مفهوم «کار» نیز هست.

در انقلاب صنعتی، ماشین‌ها جای بخشی از نیروی انسانی را گرفتند، اما هم‌زمان مشاغل جدیدی نیز ایجاد شد. در انقلاب دیجیتال نیز بسیاری از حرفه‌های سنتی از بین رفتند، اما توسعه نرم‌افزار، تجارت الکترونیک و خدمات آنلاین میلیون‌ها فرصت شغلی تازه خلق کردند.

سؤال اساسی امروز این است که آیا هوش مصنوعی نیز همین مسیر را طی خواهد کرد یا این بار تفاوتی بنیادین رخ خواهد داد؟

ماسک بارها گفته است که برخلاف فناوری‌های گذشته، هوش مصنوعی قرار نیست فقط یک مهارت خاص را خودکار کند؛ بلکه می‌تواند تقریباً در هر فعالیت شناختی یا فیزیکی با انسان رقابت کند. اگر این پیش‌بینی درست باشد، بازار کار با تغییری روبه‌رو می‌شود که نمونه مشابهی در تاریخ اقتصاد مدرن وجود نداشته است.

در همین حال، بسیاری از پژوهشگران معتقدند تصویر آینده احتمالاً پیچیده‌تر از سناریوی «جایگزینی کامل انسان» خواهد بود. در بسیاری از صنایع، هوش مصنوعی به جای حذف کامل نیروی انسانی، نقش یک همکار یا ابزار افزایش بهره‌وری را ایفا خواهد کرد. نتیجه نهایی به سرعت پیشرفت فناوری، سیاست‌گذاری دولت‌ها و توانایی نظام آموزشی برای تطبیق با مهارت‌های جدید بستگی دارد.

آیا پیش‌بینی ایلان ماسک واقع‌بینانه است یا بیش از حد خوش‌بینانه؟

بزرگ‌ترین تفاوت میان ایلان ماسک و بسیاری از اقتصاددانان، در پاسخ به یک سؤال اساسی خلاصه می‌شود:

آیا فناوری می‌تواند «کمیابی» را از بین ببرد؟

ماسک معتقد است هوش مصنوعی، رباتیک و اتوماسیون در نهایت به جایی خواهند رسید که تقریباً هر کالا و هر خدمتی با هزینه‌ای ناچیز تولید شود. در چنین شرایطی، ثروت دیگر از طریق مالکیت نیروی کار تعریف نمی‌شود، بلکه از طریق دسترسی به فناوری ایجاد خواهد شد. او حتی پیش‌بینی می‌کند اقتصاد جهانی تا سال ۲۰۳۶ می‌تواند چندین برابر بزرگ‌تر از امروز شود؛ زیرا بهره‌وری حاصل از هوش مصنوعی، ظرفیت تولید را به شکلی بی‌سابقه افزایش خواهد داد.

اما اقتصاددانان در این نقطه، دیدگاهی محتاطانه‌تر دارند.

آن‌ها می‌گویند فناوری می‌تواند بسیاری از هزینه‌های تولید را کاهش دهد، اما نمی‌تواند تمام منابع را نامحدود کند. زمین، انرژی، آب، مواد معدنی، موقعیت‌های جغرافیایی ممتاز و حتی زمان انسان همچنان کمیاب خواهند بود. بنابراین، حتی اگر تولید بسیاری از کالاها ارزان شود، بازار همچنان به سازوکاری برای قیمت‌گذاری این منابع نیاز خواهد داشت. به بیان دیگر، ممکن است اهمیت پول تغییر کند، اما حذف کامل آن سناریویی بسیار دور از ذهن است.

شاید مهم‌ترین پیش‌بینی ماسک اصلاً درباره پول نباشد

اگر از تیترهای جنجالی فاصله بگیریم، شاید مهم‌ترین بخش مصاحبه اخیر ایلان ماسک، جمله‌ای باشد که کمتر مورد توجه قرار گرفت:

«هوش مصنوعی احتمالاً ظرف حدود پنج سال، از مجموع هوش تمام انسان‌ها فراتر خواهد رفت.»

او معتقد است پس از رسیدن به چنین نقطه‌ای، سرعت پیشرفت فناوری دیگر با گذشته قابل مقایسه نخواهد بود. در این سناریو، هوش مصنوعی نه‌تنها نرم‌افزار می‌نویسد یا محتوا تولید می‌کند، بلکه نسل بعدی ربات‌ها، کارخانه‌ها، داروها، مواد جدید و حتی سامانه‌های هوش مصنوعی پیشرفته‌تر را نیز طراحی خواهد کرد. این همان چیزی است که بسیاری از پژوهشگران از آن با عنوان انفجار هوش (Intelligence Explosion) یاد می‌کنند.

اگر چنین اتفاقی رخ دهد، بحث «پول» در واقع نتیجه یک تحول بزرگ‌تر خواهد بود؛ تحولی که در آن بهره‌وری اقتصادی با سرعتی رشد می‌کند که تاریخ بشر تاکنون مشابه آن را تجربه نکرده است.

اما خود ماسک هم از این آینده مطمئن نیست

نکته‌ای که در بسیاری از بازنشرهای فارسی این خبر نادیده گرفته شد، این است که ایلان ماسک از آینده‌ای که توصیف می‌کند، کاملاً مطمئن و آسوده‌خاطر نیست.

او بار دیگر تأکید کرد که همچنان احتمال وقوع سناریوهای بسیار خطرناک برای هوش مصنوعی را بین ۱۰ تا ۲۰ درصد می‌داند. با این حال، استدلال او این است که توسعه AI دیگر قابل توقف نیست و بهترین راه، تلاش برای هدایت و ایمن‌سازی آن است. به همین دلیل نیز در همین مصاحبه پیشنهاد کرد شرکت‌های توسعه‌دهنده مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی، پیش از عرضه عمومی محصولات خود، نوعی بازبینی همتا (Peer Review) میان رقبای صنعتی ایجاد کنند تا ریسک‌های احتمالی زودتر شناسایی شوند.

این نکته اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد نگاه ماسک صرفاً خوش‌بینانه نیست. او هم‌زمان از آینده‌ای با «فراوانی بی‌سابقه» و از احتمال بحران‌های جدی ناشی از هوش مصنوعی سخن می‌گوید.

جمع‌بندی : 

آینده‌ای که از همین امروز آغاز شده است

شاید بزرگ‌ترین اشتباه در مواجهه با صحبت‌های ایلان ماسک، تمرکز بر عدد ۲۰۳۶ باشد.

تاریخ‌ها در پیش‌بینی‌های ماسک بارها تغییر کرده‌اند؛ اما ایده‌ای که او مطرح می‌کند، از هم‌اکنون قابل مشاهده است.

امروز مدل‌های هوش مصنوعی در حال تولید متن، تصویر، ویدئو، موسیقی، کدنویسی و تحلیل داده هستند. ربات‌های انسان‌نما به‌تدریج وارد کارخانه‌ها می‌شوند. خودروها بیش از هر زمان دیگری به سمت خودران شدن حرکت کرده‌اند و شرکت‌های بزرگ فناوری میلیاردها دلار برای ساخت زیرساخت‌های هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری می‌کنند. همه این روندها نشان می‌دهد اقتصاد جهانی در حال ورود به مرحله‌ای است که ارزش نیروی کار انسانی، بهره‌وری سرمایه و حتی مفهوم مالکیت ممکن است دستخوش تغییر شود. اینکه این مسیر در نهایت به «عصر فراوانی» منتهی شود یا به شکاف‌های اقتصادی و اجتماعی عمیق‌تر، هنوز پرسشی بی‌پاسخ است.

آنچه امروز می‌توان با اطمینان گفت این است که جمله جنجالی ماسک درباره «بی‌اهمیت شدن پول» بیش از آنکه یک پیش‌بینی مالی باشد، دعوتی است برای بازاندیشی درباره آینده اقتصادی که هوش مصنوعی در حال ساختن آن است؛ آینده‌ای که شاید مهم‌ترین پرسش آن دیگر این نباشد که چقدر پول داریم، بلکه این باشد که چه کسی مالک هوش مصنوعی و زیرساخت تولید ثروت خواهد بود.

ایلان ماسک، هوش مصنوعی و رویای عصر فراوانی؛ آیا ربات‌ها نظام پولی و بازار کار جهان را دگرگون می‌کنند؟

———————————————————————————

نکات کلیدی:

  • دگرگونی مفهوم کمیابی: ادعای ایلان ماسک مبنی بر کم‌اهمیت شدن پول تا سال ۲۰۳۶ به معنای حذف فیزیکی اسکناس نیست، بلکه ناشی از گذار از «اقتصاد کمیابی» به «عصر فراوانی» (Age of Abundance) است.

  • کاهش هزینه نهایی تولید: با توسعه هوش مصنوعی و ربات‌های انسان‌نما مانند Optimus تسلا، هزینه تولید کالاها و خدمات به نزدیک صفر می‌رسد و وابستگی تولید به نیروی کار انسانی از بین می‌رود.

  • پیش‌بینی تورم منفی (Deflation): بر خلاف دیدگاه کلاسیک، ماسک معتقد است رشد نمایی عرضه کالا و خدمات توسط سیستم‌های خودکار، فشار بر قیمت‌ها را کاهشی کرده و موجب تورم منفی می‌شود.

  • چالش بازار کار و درآمد پایه همگانی (UBI): خودکارسازی مشاغل فیزیکی و شناختی، دولت‌ها را ملزم به پرداخت‌های مستقیم به شهروندان برای حفظ قدرت خرید و مصرف می‌کند.

  • ریسک‌های هوش مصنوعی و پیشنهاد بازبینی همتا: ماسک احتمال ۱۰ تا ۲۰ درصدی برای سناریوهای خطرناک هوش مصنوعی قائل است و پیشنهاد بازبینی همتا (Peer Review) میان شرکت‌های پیشرو را مطرح می‌کند.

نکات تکمیلی:

  • الگوی «هزینه نهایی نزدیک به صفر» پیش‌تر در محصولات نرم‌افزاری و دیجیتال تجربه شده و اکنون با رباتیک به دنیای کالاهای فیزیکی متصل می‌شود.

  • انتقاد اصلی اقتصاددانان به نظریه ماسک، وجود منابع تجدیدناپذیر و محدودی همچون زمین، انرژی، آب و مواد معدنی است که مانع نابودی کامل کمیابی می‌شود.

  • پیش‌بینی فراتر رفتن هوش مصنوعی از مجموع هوش تمام انسان‌ها ظرف ۵ سال آینده، زمینه‌ساز پدیده‌ای تحت عنوان «انفجار هوش» (Intelligence Explosion) خواهد بود.

نتیجه گیری:

دیدگاه ایلان ماسک درباره بی‌اهمیت شدن پول، تصویرگر تحولی ساختاری در زیربنای اقتصاد بین‌الملل با اهرم هوش مصنوعی و رباتیک است. این سناریو فراتر از ابزارهای پولی، مفهوم نیروی کار و خلق ارزش را هدف گرفته است. موفقیت یا شکست این رویای «عصر فراوانی»، به توانایی جوامع در مدیریت خطرات فناوری، سیاست‌گذاری برای توزیع عادلانه ثروت و مهار ریسک‌های هوش مصنوعی بستگی خواهد داشت.

پرسش‌های تحقیقاتی بیشتر:

  • در صورت تحقق «عصر فراوانی»، ساختار مالکیت الگوریتم‌ها و زیرساخت‌های هوش مصنوعی چگونه باید تنظیم شود تا از انحصار مطلق ابرشرکت‌های فناوری جلوگیری گردد؟

  • آیا مدل‌های سنتی مالیات‌گیری و طرح‌های درآمد پایه همگانی (UBI) توان جبران بیکاری ساختاری ناشی از جایگزینی ربات‌ها با انسان را خواهند داشت؟

  • کشورهای در حال توسعه که اقتصاد آنها بر پایه نیروی کار ارزان شکل گرفته، در مواجهه با خودکارسازی کامل کشورهای پیشرفته با چه چالش‌هایی روبه‌رو می‌شوند؟

  • با توجه به محدودیت‌های فیزیکی منابع انرژی و زیست‌محیطی، صفر شدن هزینه نهایی تولید در دنیای واقعی تا چه حد از نظر علمی و تجربی امکان‌پذیر است؟

استفاده از داده‌های توپ فوتبال برای آنالیز عملکرد و تجربه تماشاگران

سخن پایانی نویسنده :

وقتی پیش‌بینی ایلان ماسک درباره سال ۲۰۳۶ و بی‌اهمیت شدن پول را می‌خوانم، پیش از آنکه به لغو اسکناس یا کارت‌های اعتباری فکر کنم، به موقعیت خودمان در ایران می‌اندیشم. در جامعه‌ای که سال‌هاست با تورم و چالش‌های اقتصادی روزمره دست‌وپنجه نرم می‌کند، صحبت از «عصر فراوانی» و «تورم منفی ناشی از هوش مصنوعی» شاید شبیه به یک رؤیای دوردست باشد. اما واقعیت این است که موج تحولات فناوری منتظر ما نمی‌ماند. اگر قرار است در آینده‌ای نه‌چندان دور ثروت نه با میزان ساعات کار دستی، بلکه با میزان دسترسی به هوش مصنوعی و زیرساخت‌های خودکار تعریف شود، برای صنعت و اکوسیستم فناوری ایران فردا دیر است. ما باید از همین امروز زیرساخت‌های داده، پردازش و آموزش هوش مصنوعی را توسعه دهیم تا در اقتصاد آینده، به جای مصرف‌کننده صرف خدمات هوشمند، سهمی در تولید ثروت این عصر جدید داشته باشیم.

منابع : به گزارش The Economist – The Insider  | به گزارش Reuters |به گزارش Business Insider

 

هوش مصنوعی | واقعیت مجازی | تکنولوژی در مجله خبری سایبرلایف

در مجله سایبرلایف بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا